تبليغاتX
...




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


...

...خدا جبران تمام نداشته های من است...

بــیا گــل شـدن را رعایــت کـنیم

ز پـروانــه مـاندن حمـــایت کـنیم

اگر باد غم شاخه ای را شکست

ز دست هجومش شکایت کـنیم

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:47 PM توسط آتــنا| |

در حادثـــه ی بـهاری چشمـانت

در سایــه ی ارغـوانی مژگانـــت

بگذار که جا بماند این روح غریب

در بین اشاره های بی پایانـت...

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 2:49 AM توسط آتــنا|

آخه چقد بشینم پای این کامپیت! 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 6:38 PM توسط آتــنا|

دیه اینجارو دوس ندالم !!

ولی حذفش نمیکنم

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 9:32 PM توسط آتــنا|

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق

تو مثل شبنم عشقی به روی پونه ی عاشق

 

تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری

تو مثل نم نم باران، لطیف و پاک و صبوری

 

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته

تو سایبان امیدی برای یک دل خسته

 

تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم

تو مثل خنده یاسیّ و مثل غربت یک غم

 

تو مثل جذبه ی عشقی در انتظار رسیدن

در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن

 

تو مثل نغمه ی موجی غریب و آبی و ساده

شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده

 

تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت

تو مثل گریه ی شعری به روی صفحه ی غربت

 

تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی

هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی

 

تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه ی خواندن

تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن

 

تو مثل هرچه که هستی مرا به نام صدا کن

برای این دل سرگشته به وقت صبح دعا کن

((تقدیم به ۲فرشته ی زندگیم....))

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:13 PM توسط آتــنا| |


Design By : Night Skin